کار یا کلاس فرانسه؟؟
خوب...از کار قول داده بودم پست بذارم
این کاری که برای من پیدا شده، یک کار telemarketing هست. فکر کنم همه بدونن چی هست اما برای احتیاط توضیح میدم.
یعنی شما برای یک کالا به صورت تلفنی کار مارکتینگ انجام میدی. اما من توی یک شرکت بزرگ کار میکنم که یکی از شرکتهای طرف قرارداد FIDO هست. حتما میدونید FIDO & ROGERS دو شرکت بزرگ اینجا هستند که در فیلد موبایل کار میکنند. بعد من با مشتریان اصلی خطوط FIDO باید تماس بگیرم و پکیج های جدید و با تخفیف را معرفی کنم. حالا اگر مشتری خواست چه بهتر من و شرکت! اگرم نخواست که هیچی... آهان هم حقوق پایه (ساعتی 10 دلار) دارند هم به ازای هر فروش پکیج پورسانت خواهی گرفت.
این از کار. چیزی که واضحه اینه که تا چند وقتی باید دور کار توی رشته خودتونو خط بکشید... این یک واقعیت هست. اگه خوش شانس باشید و زبانتون در این حد برقرار کردن ارتباط با بقیه باشید، این مدل کارها راحت که نه، اما پیدا میشه...
اماااااا و اما!
یک مقداری در ادامه این کار دودل شده ام. چون فاصله اش از خونه خیلییییییییییییی زیاده و من تقریبا" صبح زود میرم و شب آخر وقت برمیگردم!!!
و این برای این فصل که تازه اول سرما خواهد بود یعنی فاجعه....
کلاسهای زبان فرانسه آقای همسر و من با هم شروع شده بود اما من چون کار پیدا کرده بودم انداختمش عقب...حالا فعلا" ایمیل زده ام به مسئولش که ببینم آیا جای خالی دارند؟ اگر جای خالی پیدا شد میرم کلاس فرانسه .. تا اون موقع این کار که دارم را ادامه میدم..محیط کار هم خیلی باحاله همه باهات مهربونند. کلا اینا با بداخلاقی و زیرآب زدن میانه ای ندارند. البته اکثرا" چون در هر جامعه ای آدم بیخود هم پیدا میشه و هر کی بگه نیست دروغ گفته..
اینم از این.... دیگه خبر خاصی نیست و مساله ای که بخوام توضیح بدم. اگر دوستان سوالی دارند بپرسند اگر میدونستم جواب بدم...
شاد باشید و پر انرژی
در مونترال کاناداییم..زمانی مثل بقیه در جستجوی تجربیات و حرفهای گفته و نگفته بودیم..دغدغه هایمان مانند شما بود..شما که این روزها قصد ترک خانه کرده اید..روایت ها و دلمشغولی هایمان در این وبلاگ به مانند دفتر خاطرات کودکی، محلی میشود تا بعدها با مرور آن لبخندی هر چند کمرنگ بر لبانمان بنشیند... با ما در این راه همراه باشید دوستان عزیز