تا الان شده غرق در تفکراتتون بشید و تصور کنید ...حس زیبا و دوست داشتنی و اتفاقی نداشتن ماشین بعد از اتمام کلاستون و پیشنهاد به همسر مهربان مبنی بر پیاده روی زیر بارون تا خونه٬شنیدن خاطرات شیرین و تلخ ده سال گذشته٬مرور شرایط سخت ابتدای زندگی٬و الان نیاز به آرامش بیشتر برای ادامه زندگی٬قربون صدقه رفتن ها و صد البته ذکر کدورت هایی که به مرور حل شده و از بین رفته اند٬عاشقانه هایی که اغلب اوقات برای شنیدنشون دلتون تنگه٬تا برسی به یه رستوران که دوستش داری شام بخوریو بعدش هم با کلی آرزوی دوست داشتنی برای آیندت برسی خونت در حالی که حسابی سردت شده٬ما دیشب این حس لطیفو لمس کردیم٬جای همه کسانی که با خوندن این انشا حسودیشون شد خیلی خیلی خالی.  

آقای همسر