موضوع انشا:آرامش را تعریف نمایید
تا الان شده غرق در تفکراتتون بشید و تصور کنید ...حس زیبا و دوست داشتنی و اتفاقی نداشتن ماشین بعد از اتمام کلاستون و پیشنهاد به همسر مهربان مبنی بر پیاده روی زیر بارون تا خونه٬شنیدن خاطرات شیرین و تلخ ده سال گذشته٬مرور شرایط سخت ابتدای زندگی٬و الان نیاز به آرامش بیشتر برای ادامه زندگی٬قربون صدقه رفتن ها و صد البته ذکر کدورت هایی که به مرور حل شده و از بین رفته اند٬عاشقانه هایی که اغلب اوقات برای شنیدنشون دلتون تنگه٬تا برسی به یه رستوران که دوستش داری شام بخوریو بعدش هم با کلی آرزوی دوست داشتنی برای آیندت برسی خونت در حالی که حسابی سردت شده٬ما دیشب این حس لطیفو لمس کردیم٬جای همه کسانی که با خوندن این انشا حسودیشون شد خیلی خیلی خالی
.
آقای همسر
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 23:16 توسط
در مونترال کاناداییم..زمانی مثل بقیه در جستجوی تجربیات و حرفهای گفته و نگفته بودیم..دغدغه هایمان مانند شما بود..شما که این روزها قصد ترک خانه کرده اید..روایت ها و دلمشغولی هایمان در این وبلاگ به مانند دفتر خاطرات کودکی، محلی میشود تا بعدها با مرور آن لبخندی هر چند کمرنگ بر لبانمان بنشیند... با ما در این راه همراه باشید دوستان عزیز